تاریکی مهر
تاریکی مهر
اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست...دیدنش آسان است سخت آنست نبینی اورا

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 13 مهر ماه سال 1386
دیگه من نیستم ......

 

من خسته ام ..!

من بی نهایت خسته ام ..!

من دیگه در این دنیا نیاز به هیچ بنی بشری ندارم ..!

من نه نیاز به دوست دارم نه قهوه نه کاغذ ..!!

من خسته ام..!

بی انتها خسته ام..!

من بد گم شده ام ..!

من تکه تکه شده ام ..!

تکه تکه پاره شده ام ..!

من ریز ریز شده ام ..!

من در این دنیا دیگر نیاز به هیچکس ندارم ..! حتی خودم ... !

کهنه شده ام ..!

رنگ باخته ام ..!

من تکه تکه شده ام ..!

من خسته ام ..!

از تکرار مدام ..

از ترس رفتن مدام ..

از ترس هیج وقت نیامدن مدام ..

از توهم خیانت مدام ..

از تزلزل عشق مدام ..!!

من خسته ام ..!

من له شدم زیر دست پا زدن های مدامم ..!

اینجا که برایتان می نویسم ته ته خط است ..!!

ته ته خط ...

من دیوانه وار خسته ام ..!!

دیگر هیچ نقطه ای نمانده که اغاز گر خطی تازه باشد ..!!

اینجا ته ته من است ...!!

 

سلام ..

 

خداحافظ.... !